أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
31
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
اين نخورم اين آنكس خورد كه خواست ، ايشان بترسيدند و نيارستند خوردن عيسى عليه السّلام بيماران را و خداوندان آفات و عاهات را بخواند تا از آن بخوردند و شفا يافتند ؛ هيچ نابينا نخورد الّا كه بينا شد و هيچ مقعد نخورد الّا كه روان شد و هيچ درويش نخورد الّا كه توانگر شد ، مردمان چون چنان ديدند ازدحام كردند عيسى عليه السّلام نوبت نهاد ميان ايشان ، چهل روز بامداد فرود آمدى وقت چاشتكاه تا آنگاه كه سايه بگرديدى از پس نماز پيشين نهاده بودى و گروه گروه مىآمدندى و ميخوردندى آنگه به آسمان شدى و ايشان در او مىنگريستندى تا از چشم ايشان ناپديد شدى ، گفتند : روزى آمدى و روزى نيامدى چون ناقهء صالح كه روزى شير دادى و روزى ندادى ، خداى تعالى گفت : من اين خوان از بهر درويشان فرستادم توانگران را در آن نصيبى نيست از آنكه از شكّ و نفاق ايشان شناخت عند آن اظهار كفر كردند گفتند : اين چه محال است كس ديد كه از آسمان خوانى فرود آيد ؟ ! خداى تعالى وحى كرد بعيسى كه من بر مكذّبان شرط هلاك كردهام عيسى عليه السّلام گفت : اى قوم مستعدّ باشيد عذاب خداى را و گفت : « إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » آنگه عذاب فرستاد و سيصد و سى مرد را از ايشان مسخ كرد با قرده و خنازير ، بشب بخفتند به حال صحّت و سلامت و بامداد برخاستند به اين صفت ، در راهها و كويها ميگشتند و پليدى مردم ميخوردند ، مردم چون آن ديدند پيش عيسى عليه السّلام آمدند و بگريستند عيسى عليه السّلام ايشان را يك يك بنام ميخواند جواب نميتوانستند دادن بسر اشارت ميكردند سه روز همچنين بودند آنگه هلاك شدند . [ سوره المائدة ( 5 ) : آيه 116 ] وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ ( 116 ) ياد كن اى محمّد چون گفت : يعنى چون گويد خداى تعالى روز قيامت مر عيسى پيغمبر را عليه السّلام كه : اى عيسى بن مريم تو گفتى مردمان را كه : مرا و مادر مرا بخدائى